 |
قائممقام دبيركل جامعه اسلامي مهندسين در گفتگو با جام جم: ملت و رهبرانقلاب پيروز شدند
17:37:37 - 1388 شنبه 13 تير
|
بزرگنمایی:
غلامحسن اميري، قائم مقام دبيركل جامعه اسلامي مهندسين در گفتگو با «جامجم» به بررسي مسائل مختلف در خصوص انتخابات دهم پرداخته است.
انتخابات رياست جمهوري دهم با مشاركت 85 درصدي مردم برگزار شد و با تاييد شوراي نگهبان، محمود احمدينژاد با كسب 24.5 ميليون راي به عنوان دهمين رئيسجمهور كشورمان برگزيده شد، اما مسائلي كه بعد از انتخابات به وقوع پيوست، تاحدودي شيريني حضور گسترده مردم در انتخابات را از كامها زدود.
غلامحسن اميري، قائم مقام دبيركل جامعه اسلامي مهندسين، اين مساله را به دليل اعمال فراقانوني برخي كانديداها ميداند و معتقد است اگر همه خود را مقيد به قوانين ميدانستند، اين اتفاقات نميافتاد.
اميري كه 2 روز مانده به انتخابات در گفتگو با خبرگزاريها پيروزي احمدينژاد با كسب حدود 70 درصد آرا در مرحله اول را پيشبيني كرده بود در گفتگو با «جامجم» به بررسي مسائل مختلف در اين انتخابات پرداخته است.
مشروح اين مصاحبه را ميخوانيد.
جامعه اسلامي مهندسين از جمله احزاب اصولگرا بـود كـه در انـتـخـابـات ريـاستجمهوري دهم از كانديداتوري محمود احمدينژاد حمايت كرد. به نظر شما احزاب، در پيروزي دهمين رئيسجمهور ايران تا چه حد نقش داشتند؟
به نظر من در انتخابات، ملت و رهبر معظم انقلاب پيروز شدند زيرا حضرت آيتالله خامنهاي، حضور حداكثري مردم در انتخابات را ميخواستند و مردم با مشاركت گسترده در انتخابات نشان دادند كه تابع اوامر رهبري هستند و با جان و دل، نظام را دوست دارند و با حضور پررنگشان پيوستگي خود به نظام و آرمانهاي امام خميني(ره) را نشان دادند. حضور مردم در انتخابات رياستجمهوري دهم بينظير بود و ما تا پيش از اين انتخابات، چنين درصدي از مشاركت را تجربه نكرده بوديم. در حقيقت مردم در دهه چهارم انقلاب كه دهه پيشرفت و عدالت است، نشان دادند به دنبال تحقق عدالت به همراه پيشرفت هستند.
در هر انتخاباتي فقط يك نفر پيروز ميشود و در اين دوره آقاي احمدينژاد توانست 24.5 ميليون راي را به خود اختصاص دهد كه اين مساله در تاريخ انتخابات ما سابقه نداشت. در گذشته بالاترين درصد آرا متعلق به آقاي خاتمي بود كه اگرچه ايشان هم توانسته بود با آراي بيش از 20 ميليون نفر به رياستجمهوري برسد؛ اما با وجود اين راي آقاي احمدينژاد از ايشان هم بيشتر است. پيروزي احمدينژاد از جنبههاي مختلف قابل تحليل است و ميتوان گفت مردم به خاطر علاقه به جريان اصولگرايي و همچنين رضايت از شعارها و برنامهها و عملكرد محمود احمدينژاد ، او را براي يك دوره ديگر رياستجمهوري برگزيدند. بنابراين به دنبال اين انتخابات، مسووليت سنگيني به عهده اصولگرايان گذاشته شد كه بايد شكر آن را با خدمتگزاري، انسجام، پيشرفت، كارآمدي و تحقق عدالت به مردم ادا كنند.
در اين انتخابات احزاب و گروهها نيز به نوبه خود حضور يافتند و به اندازه خودشان در جريان انتخابات تاثيرگذار بودند، اما نميتوان در حال حاضر وزنكشي و مشخص كرد كه احزاب چه مـيـــــزان آرا در ســـبـــــد آقـــــاي احمدينژاد ريختهاند. به هر حال احزاب هم در اين پيروزي سهيم بودند و همراه مردم وارد صـحنه شدند و رايشان را به احمدينژاد دادند.
جامعه اسلامي مهندسين و بـخـصـوص واحـدهاي استاني آن، بشدت از آقاي احمدينژاد حـمـايـت مـيكـرد و تا حدود زيادي، صحنهگردان انتخابات در اسـتـانهـا، اعـضـاي جامعه اسلامي مهندسين بودند. اما اين كـه تـا چـه حد از آراي 5/24 مـيـلـيــونــي احـمـدينـژاد را بـه حساب احزاب بگذاريم، جاي تحليل دارد. به نظر من مردم و احزاب در كنار يكديگر احمدينژاد را انتخاب كردند و نميتوان تعيين كرد هر گروه چه سهمي از آراي نامزد پيروز را جمع كرده است.
مقصود من از اين سوال، بحث سهمخواهي و وزنكشي نيست، بلكه فكر ميكنم اگر احزاب به جـايـگـاه اصلي خودشان نزديك شده باشند بايد تاثيرگذاري بالايي در پيروزي يا عدم پيروزي نامزد مورد حمايت خود داشته باشند. ميخواستم از اين منظر حضور احزاب در انتخابات را تحليل كنيد.
در دنـيا احزاب، محور اصلي تبليغات انتخاباتي هستند و كانديداها در مرحله دوم قرار دارند. اما اين كاركرد در بين احزاب ما در ايران به وجود نيامده است؛ زيرا لازمه رسيدن به اين مرحله اين است كه ما دو سه حزب قوي در كشور داشته باشيم و آنها بتوانند با برنامهريزي و رصد كردن برنامههاي يكديگر و نقد آنها، اعتماد مردم را به خودشان جلب كنند. اما ما در اين زمينه با خلا روبهرو هستيم.
البته اگر انتخاباتهاي مختلف در كشور را تحليل كنيم، در مييابيم كه مردم به احزاب گرايش دارند. مثلا در انتخابات مجلس، در كلانشهرها مردم معمولا به كانديداهايي كه از سوي تشكلها تعيين ميشوند راي ميدهند. اين نشان ميدهد كه سمت و سو در جامعه، تـوجـه بـه نـقـش احـزاب اسـت، امـا اگر ميخواهيم تنشهايي كه در دوران انتخابات وجود دارد كمتر بشود، ناچاريم به نقش و كاركرد احزاب توجه كنيم.
احزاب موظفند برنامهمحور باشند و براي انقلاب و مردم كار كنند و پيش از اينكه به فكر خودشان باشند، در انديشه خدمت به محرومان و مستضعفان باشند.
چه موانعي در كشور ما در مقابل رسيدن احزاب به جايگاه واقعيشان قرار دارد؟
موانع متعددي وجود دارد كه اولين آنها بحث اعتماد مردم است تا مردم اعتماد نكنند گرايش به حزب پيدا نميكنند. بعد از انقلاب تنها حزبي كه توانست اعتماد مردم را جلب كند و نقش مهمي در مناسبات سياسي كشور بازي كند حزب جمهوري اسلامي بود. اين حزب خدمات زيادي به انقلاب كرد و با خونهايي كه داد تا حدود زيادي خط امام، انقلاب و اسلام را بيمه كرد و همين حزب بود كه توانست توطئه بنيصدر را از بين ببرد. اكثر افرادي كه در آن زمان صحنهگردان انقلاب بودند عضو حزب جمهوري بودند كه الان از آنها به عنوان ياران بهشتي نام برده ميشود.
رهبران يك حزب براي مردم خيلي مهماند و اگر اين احساس در مردم به وجود بيايد كه درد رهبر حزب درد مردم است و در جهت رفاه توام با معنويت مردم حركت ميكند، صددرصد به او اعتماد ميكنند، لذا يكي از عواملي كه مردم به احزاب روي نميآورند، ريشههاي فرهنگي است.
مانع ديگر موجود در مقابل راه احزاب، موانع مالي است كه در حقيقت احزاب چون منبع شفاف مالي ندارند معمولا در آستانه انتخابات ظهور و بروز مييابند، اما بعد از انتخابات هر كس به دنبال كار خود ميرود و اين عدم استمرار به ماهيت احزاب ضربه ميزند. احزاب بايد در جهت تربيت نيروي انساني كه از سرمايههاي اصلي هر كشور است، كار كنند و در اين صورت است كه شايستهسالاري در كشور تحقق پيدا ميكند.
مشكل ديگري كه ما در كشور داريم، چنددستگي است به شكلي كه الان ما در حدود 240 حزب و تشكل ثبت شده داريم و اين مساله باعث تقسيم نيروها ميشود. ما بايد انقلاب را به صورت خانوادهاي در نظر بگيريم كه افكار و سلايق متفاوتي در آن وجود دارد و احزاب بايد در جهت جمع كردن اين افكار و سلايق حركت كنند. نفس تعدد احـزاب براساس قانون انجام شــــده مــشــكــلـــي نـــدارد، امـــا ساماندهي اين احزاب مسالهاي است كه هنوز جاي كار زياد دارد و يـكـي از نقاط ضعفي اسـت كـه سبب شده احزاب قوي در كشور ما شكل نگيرند.
هـمـچـنـيــن يـكــي ديـگـر از مـسـائـل، تـوجـه مـسـوولان بـه احزاب است و هرچقدر اين توجه بيشتر باشد، نقش احزاب پررنگتر شده و راه خودشان را پيدا ميكنند. در حال حاضر به نظر من هنوز مردم نقش احزاب را لمس نكردهاند.
شما به ضرورت توجه مسوولان به احزاب اشاره كرديد. اين در حالي است كه با توجه به مواضع محمود احمدينژاد در قبال احزاب، برخي او را به بيتوجهي به احزاب متهم ميكنند. نظر شما در اين زمينه چيست؟
آقاي احمدينژاد پيش از اين در جامعه اسلامي مهندسين و جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي سابقه عضويت داشته و هنوز هم هر وقت بحثي ميشود تحزب را رد نميكند، بلكه احزابي را كه برنامه داشته باشند و به دنبال حل مشكلات مردم بوده و به نظام كمك كنند قبول دارد، اما در عين حال معتقد است كه احزاب غير از اين ادعا دارند و موسمي و بدون برنامه هستند. همين مسائل است كه آقاي احمدينژاد يك نوع چالش با احزاب دارد. در نشستهايي كه ما با آقاي احمدينژاد داشتهايم، ايشان معتقد است احزاب بايد براي پياده كردن سياستهاي اصلي نظام از جمله سياستهاي اصل 44 برنامه داشته باشند و ارائه كنند و اگر چنين اتفاقي بيفتد به نظر من آقاي احمدينژاد پذيرا خواهد بود.
در انتخابات اخير، جريانهاي سياسي اصولگرا بجز جامعه روحانيت مبارز به اتفاق، موضع رسمي خود را در حمايت از احمدينژاد اعلام كردند. چه عاملي را زمينهساز اين اتفاق ميدانيد؟
اصولگرايان در اين انتخابات، شخصيت كانديداها و همچنين مقبوليت آنها را در ميان مردم بررسي كردند. در ايـن بـررسـيهـا مـشـخص شد احمدينژاد مقبوليت ويژهاي دارد و حتما راي ميآورد و از همينرو، احزاب اصولگرا پشت سر او قرار گرفتند و از او حمايت كردند. جامعه روحانيت مبارز هم كه شما اشاره كرديد، اگرچه موضع نگرفت، اما اكثريت اعضاي آن از جمله دبيركل حــزب بــه صــورت انـفــرادي، حـمــايــت خـود را از احمدينژاد اعلام كردند. البته تعدادي از اعضا نيز نظر متفاوتي داشتند، اما بيشتر اعضا حامي احمدينژاد بودند.
بجز مساله مقبوليت، كاركرد دولت نهم از ديگر عواملي بود كه باعث شد احزاب اصولگرا پشت سر احمدينژاد قرار گيرند. به اين شكل كه ما كاركرد احمدينژاد را با دولتهاي گذشته مقايسه كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه حجم فعاليتهاي انجام شده با دولتهاي قبلي قابل مقايسه نيست. به عنوان مثال ميتوان به حجم پروژههاي نيمه تمامي كه در دولت نهم به اتمام رسيد، اشاره كرد. ريشه برخي بحثها از جمله رشد نقدينگي و تورم هم به همين مساله يعني تكميل پروژههاي نيمهتمام باز ميگردد.
اگر باز هم بخواهيم در اين زمينه آماري ارائه كنيم، ميتوانيم به تعداد وروديها به دانشگاهها اشاره كنيم كه با هيچ دورهاي قابل مقايسه نيست و تقريبا هر كدام از شركتكنندگان در كنكور ميتوانند به نوعي در دانشگاه صندلي پيدا كنند.
همچنين پيشرفت در زمينههاي علمي و فناوري، بـحـث هـسـتـهاي، موفقيت در صنايع هوا و فضا و عرصههاي نظامي از ديگر موارد برتر احمدينژاد به ديگر كانديداها از نظر احزاب اصولگرا بود.
همچنين شعارهايي كه احمدينژاد مطرح ميكند، مورد توجه بود. مثلا عدالت، مهرورزي، رشد و تعالي كشور و خدمت رساني بسيار مورد توجه ما بود. به اعتقاد من، دولت نهم اثبات كرد كه در خدمت رساني به مردم حريص است و به عنوان مثال سفرهاي استاني، زحمات طاقتفرسايي دارد كه آقاي احمدينژاد با احـساس مسووليت و ايثار اين كار را انجام داد و اصولگرايان تصميم گرفتند با حمايت از احمدينژاد، زمينه ادامه و تكميل برنامههاي او فراهم شود.
در مقايسه عملكردها صرفا به همان آماري كه از سوي خود دولت ارائه شده است، استناد كردهايد يا اين كه احزاب اصولگرا از ساز و كار خاص ديگري براي اين مقايسه بهره بردند؟
ما بايد به آمار منابع رسمي در كشور از جمله مركز آمار يا بانك مركزي اعتماد كنيم و اطلاعات آنها را ملاك عمل قرار داديم و با توجه به همين آمار، عملكرد دولت نهم را با دورههاي گذشته مقايسه كرديم.
رقباي آقاي احمدينژاد در انتخابات دهم، همگي به اتفاق نسبت به وضعيت فعلي بشدت انتقاد داشتند و معتقد بودند روند موجود بايد تغيير كند. تحليل شما در اين مورد چيست و تا چه حد اين انتقادها را لازمه رقابت و چه ميزان آن را وارد ميدانيد؟
معمولا هميشه اينطور است كه افراد خارج از مسووليت، وضع موجود را نقد ميكنند و اين در حالي است كه حتي خود آنها هم اگر در صحنه باشند، شايد موفقيتهاي موجود را هم نتوانند به دست بياورند. بنابراين به نظر من تا حدودي اينگونه مسائل طبيعي بود، اگر چه گاهي اوقات، نقدها منصفانه هم نبود.
يـكـي از عـوامـلي كه مردم به سوي احمدينژاد بازگشتند و او را برگزيدند، همين حملهها و نقدهاي غيرمنصفانه بود.
در اين انتخابات به نظر من محسن رضايي اخلاقيات را رعايت كرد و زماني كه ميخواست احمدينژاد را نقد كند، او را دروغگو خطاب نكرد. اما اين مساله را از سوي ديگر كانديداها شاهد نبوديم. همچنين در جريان رقابتهاي انتخاباتي، كارنامه 30 ساله گذشته نظام سياهنمايي شد و هر دو طرف رقابت با سياه ديدن برخي مقاطع، به نظام جفا كردند. ما اگر بياييم همه چيز را در كنار يكديگر واقعبينانه نگاه بكنيم و مسائل را همانگونه كه هست نقد كنيم، مردم ميپذيرند.
يكي از تفاوتهاي ديگر اين انتخابات و انتقادات شديد نسبت به احمدينژاد هم اين بود كه عدهاي از بزرگان موافق راي آوردن او نبودند و دنبال اين بودند كه شخص ديگري را جايگزين او كنند و بخشي از اين رقابتهاي شديد از همينجا نشات گرفت. همچنين يكي از جناحهاي سياسي كشورمان كه مدتي است از عرصه قدرت به دور مانده و برنامههاي احمدينژاد را قبول ندارد، تمام توان خود را به كار بست تا در اين انتخابات پيروز شود. از همين رو مهرهاي را به مردم معرفي كردند كه كارنامه او قبل از انتخابات براي مردم قابلقبول بود. اما كارنامه همين مهره، بعد از انتخابات محل سوال بوده و قابل تامل است.
مجموعه اين عواملي كه عرض كردم، باعث شد تا 3كانديداي رقيب احمدينژاد براي شكستن راي به او حمله و آراي او را به نفع خود مصادره كنند.
اما در جريان رقابتهاي انتخاباتي و در مناظرهها بسياري از مسائل روشن و مشخص شد كه چه كسي مسلط است، چه كسي همراه مردم و به دنبال درد دل مردم است و مردم اينها را فهميدند.
همچنين ويژگيهايي كه بايد يك رئيسجمهور داشته باشد، هم در رهنمودهاي حضرت امام(ره) و هم در سخنان رهبر معظم انقلاب وجود دارد و بر اساس اين مسائل مردم به دنبال آقاي احمدينژاد رفتند.
مناظرهها در شركت حداكثري مردم چه ميزان تاثيرگذار بود؟
به نظر من نقش بسيار پررنگي در اين زمينه داشت و بايد از صدا و سيما براي اين ابتكار قدرداني كرد. همانطوري كه رهبر معظم انقلاب در خطبههاي نماز جمعه فرمودند اين مناظرهها با داشتن مزاياي زياد آسيبهايي هم داشت و ما بايد اين آسيبها را كم و نقاط قوت را زياد كنيم. مناظرهها نشان داد كه مردم ما فهميدند و اگر افراد بيايند و برنامههايشان را به آنها ارائه كنند، مردم بخوبي قضاوت ميكنند.
بعد از انتخابات شاهد مسائلي بوديم كه تا حدودي شيريني مشاركت گسترده مردم در انتخابات تلخ شد. به نظر شما چه مسائلي دست به دست هم دادتا اتفاقات اخير رخ بدهد؟
ما زماني كه وارد عمل ميشويم، هميشه همه چيز كاملا مطابق آنچه مورد نظر ماست انجام نميشود. يك ماشين وقتي ميخواهد به جايي برود، ممكن است نيم ساعت دير برسد،اما اين به معني اين نيست كه هرگز نميرسد. كار اجرايي هم از اين مقوله است و در فرآيند آن موانع زيادي وجود دارد. به نظر من در انتخابات اخير دستگاه نظارت و دستگاه اجرايي خوب عمل كرده و انتخابات به اين گستردگي را بخوبي اداره كردند. براي پرهيز از مسائلي كه بعد از انتخابات به وجود آمد، بايد قانون را فصلالخطاب قرار داد. اگر ما قانوني عمل ميكرديم، چنين اتفاقاتي نميافتاد.
يكي از كانديداها با تاكيد بر ضرورت رعايت قانون به ميدان آمد اما بعد از انتخابات بيشترين قانونشكني و خروج از مجراي قانون را از جانب او شاهد بوديم. اگر وي شبهاتي را در انتخابات مشاهده كرد، بايد آنها را از مـجـراي قـانـونـي پـيـگـيري ميكرد؛ زيرا مسير كاملا مشخص بود و ميشد مسائل را به صورت كتبي به مراجع قانوني فرستاد تا بررسي شود. مرجع نظارتي ما كه در انتخابات شوراي نگهبان است، شامل فقيهان عادلي است كه از سوي رهبر معظم انقلاب منصوب شدند و حقوقدانهاي شوراي نگهبان نيز از سوي مجلس تعيين ميشوند و لذا ميتوان اين شورا را مرجع صالح و منصفي براي رسيدگي به انتخابات دانست. اما بعد از اين انتخابات اولين مسالهاي كه مطرح شد، اين بود كه اصلا اين مرجع نظارتي، قابل قبول نيست.
اينگونه اظهارات نشاندهنده يك حركت فراقانوني است و اين در حالي است كه اگر بخواهيم به اين شكل حركت كنيم، هر كسي در كشور به راه خويش و به راي خويش ميرود و هيچ سازوكاري براي چنين حركتي تعريف نشده است. بنابراين ميتوان بخشي از مسائل اتفاق افتاده بعد از انتخابات را ناشي از اين حركات فراقانوني دانست.
در اغتشاشاتي كه به وجود آمد، اين نكته را بايد مدنظر قرارداد كه حساب 40 ميليون نفري كه در انتخابات شركت كردند، از حساب اغتشاشگران جداست. چنانچه برخي اغتشاشگران همانطور كه در تلويزيون هم نمايش داده شد، اصلا در انتخابات شركت نكرده بودند.
از حدود 10 ماه پيش از انتخابات هم ما شاهد تمركز برنامههاي شبكه فارسي زبان بي.بي.سي بر انتخابات ايران بوديم و اين نشان ميدهد كه اينها از قبل برنامه داشتند و الان هم مشخص شده است كه انگليس پشت سر بسياري از مسائل اتفاق افتاده در ايران بوده است. البته تحليل من اين است كه برنامههاي انگليس هم نميتواند جدا از برنامه آمريكا باشد و در اين جريانات، انگليس در نوك پيكان قرار گرفته و آمريكا در پشت پرده از او حمايت ميكند.
اينها اول به دنبال اين بودند كه احمدينژاد راي نياورد و چرايي اين مساله تحليلهاي خاص خودش را ميطلبد. از جمله اين كه نوع گفتمان ايجاد شده از سوي احمدينژاد، در حال از بين بردن ساختارهاي گذشته استكبار جهاني است و منافع آنها به خطر افتاده و دست آنها هم رو شده است.
امـا بـعـد از انـتـخـابات و مشخص شدن پيروزي احمدينژاد، يك عده معدود از نيروهاي وابسته به بـيـگـانـگان اين شلوغيها را به وجود آوردند و از احـسـاسات پاك مردم سوءاستفاده كردند. مردم ما يكپارچه بودند و اين وحـــدت و يــكــپـــارچــگـــي را پــاي صندوقهاي راي به نمايش گذاشتند و با شركت گسترده خود انقلاب و نـظـام را بـيـمه كردند. اما متاسفانه اتفاقاتي كه بعد از انتخابات افتاد، حادثه تلخي بود و مقصر اصلي آن خود كانديداها بودند. اگر آنها به طـرفـدارنـشـان مـيگـفـتـنـد كـه ما از مـجــراي قــانـونـي حـق خـودمـان را پيگيري ميكنيم و آنها را به خيابانها فرا نميخواندند، اين اتفاقات نميافتاد.
نقش بيگانگان را در اغتشاشات به وجود آمده بعد از انتخابات، تا چه حد ميدانيد؟
اغتشاشاتي كه پيش آمد، برنامهريزي شده بود. نفر اول اين جريانات، كانديداي معترض بود كه كمتوجهي كرد و اگر هوشيارانه عمل ميكرد، شايد اين مسائل به وجود نميآمد. ما كه مدتها قبل از انتخابات همه جريانها را بررسي ميكرديم، با توجه به آمار ارائه شده از سوي موسسه نظرسنجي جبهه پيروان خط امام و رهبري مشاهده ميكرديم كه رشد آراي آقاي موسوي مدتي قبل از انتخابات متوقف شد و حتي تا حدودي ريزش كرد. از سوي ديگر، آراي آقاي احمدينژاد ناگهان سير صعودي به خود گرفت. اين مسائل نشان ميداد كه موسوي راي نخواهد آورد. با اين همه باز هم حاميان موسوي اعلام ميكردند كه در مرحله اول، پيروز انتخابات خواهند بود. الـبـته در انتخابات هميشه بزرگنمايي وجود دارد و واقعبيني كم ميشود، اما با توجه به آنچه گذشت و اعلام پيروزي از سوي ميرحسين موسوي قبل از شمارش آرا اين شبهه ايجاد شد كه ايشان براساس برنامهاي ديكته شده اين اقدامات را انجام داد. بنابراين، به نظر من نطفه اين توطئه و فتنه در خارج بسته شد و متاسفانه داخليها هم ندانسته در اين دام افتادند.
شما در صحبتهاي خودتان به توقف رشد آراي ميرحسين موسوي در چند روز قبل از انتخابات و از سـوي ديـگـر، رشـد سـريـع آراي احـمـدينژاد در نـظـرسنجيها اشاره كرديد كه چند روز مانده به انتخابات رخ داد. خيليها مناظره آقاي احمدينژاد و ميرحسين موسوي و مسائلي كه در اين مناظره مطرح شد را عامل چنين مسالهاي ميدانند. تحليل شما در اين باره چيست؟
البته آقاي احمدينژاد توهين مستقيم به آقاي هاشمي رفسنجاني نكردند و حساب ايشان را از بچههايش جدا كرد، اما به هر حال اين مسائل نشان ميدهد كه در جامعه يك نوع حساسيت نسبت به آقاي هاشمي وجود دارد. البته معيار ما معيار ولايت است و ايشان در خطبههاي نماز جمعه اعلام كردند كه به آقاي احمدينژاد تذكر دادهاند كه نبايد از افراد اسم برده ميشد و وقتي رهبر معظم انقلاب چنين مسالهاي را فرمودند، ما هم بايد آن را فصلالخطاب بدانيم.
عملكرد ديگر ارگانها از جمله وزارت كشور و شوراي نگهبان در جريانات اخير چگونه بود. آيا ممكن نبود با عملكرد بهتر از سوي اين نهادها بتوان اين مسائل را بهتر از اين كه انجام شد، حل و فصل كرد؟
بعد از انتخابات برخي كانديداها با شبهههايي كه ايجاد كردند، عملكرد شوراي نگهبان را زير سوال بردند. اگر شما همه مطالبي را كه مطرح شد جمع كنيد و كنار هم بگذاريد، ميبينيد كه آنها يك مطلب بيشتر نداشتند. ابتدا آمدند و خواستار ابطال انتخابات شدند.
اما ابطال انتخابات كه به اين سادگي نيست. اين خواسته از ابتدا باطل بود و به همين دليل مسائل ديگري را مطرح كردند و اصلا نظارت شوراي نگهبان را غيرقابل قبول دانستند، اما من نميدانم چطور زماني كه شوراي نگهبان صلاحيت آنها را تاييد كرد، منصف بود؛ اما وقتي كار به اينجا رسيد، بيانصاف شد.
شوراي نگهبان يك وظيفه در مقابل كانديداها دارد و يك وظيفه هم در قبال مردم. اين مسائلي كه شما مطرح كرديد، به مسائل ميان كانديداها و شوراي نگهبان برميگردد. عملكرد اين شورا در قبال مردم را چگونه ارزيابي ميكنيد و چقدر توانست اعتماد مردم را به دست بياورد؟
در اين انتخابات شوراي نگهبان به وظيفه خود خوب عمل كرد، اما شوراي نگهبان مظلوم واقع شد و مورد حملات زيادي قرار گرفت. از همان ابتداي ثبتنام براي انتخابات رياست جمهوري، شمار زيادي از متقاضيان كانديداتوري كه از سوي شوراي نگهبان رد صلاحيت شدند، شروع به جوسازي كردند و اين گونه مسائل فضاي سنگيني عليه شوراي نگهبان در جامعه ايجاد كرد. حتي برخي كانديداها بعد از تاييد صلاحيت در دوره تبليغات، عملكرد شوراي نگهبان و نظارت استصوابي را زيرسوال بردند و اعلام كردند كه قصد دارند از طريق قانوني اين نظارت را اصلاح كنند. اين مسائل نشان ميدهد كه اين افراد نظارت استصوابي را به نوعي قبول نداشتند و اين فضا را عليه شوراي نگهبان ايجاد كردند، اما شوراي نگهبان براساس قانون به وظايف خود عمل كرد. قانون اعلام كرده است كه اين شورا بايد پس از انتخابات، شكايتها را دريافت، بررسي و نظر خود را اعلام كند.
با وجود اظهارات شما، بسياري معتقدند كه اگر اعضاي شوراي نگهبان در مقاطع زماني مختلف و حتي خارج از زمان انتخابات، له يا عليه كانديداهاي بالفعل و بالقوه موضعگيري نميكردند، راه بسياري از انتقادات بسته ميشد.
در اين زمينه بحثهاي زيادي مطرح شده است. من خودم با شوراي نگهبان كار كردهام و ميدانم كه اعضاي شوراي نگهبان، نظرات شخصي خود را در قضاوتها دخالت نميدهند.
حتي اگر دخالت هم ندهند، ممكن است چنين شائبهاي در اذهان ايجاد شود و با اين توجه آيا بهتر نيست اصلا اين گونه موضعگيريها اتخاذ نشود؟
اين بحثها در جامعه مطرح ميشود، اما اين كه تا چه حد اعضاي شوراي نگهبان نظرات شخصي خود را در قضاوتها دخالت بدهند، بايد بررسي شود. البته به نظر من بحثها فراتر از اين حرفهاست. چون به هر حال اعضاي شوراي نگهبان هم از جنس مردم هستند و بالاخره رفتار افراد نشان ميدهد كه به چه سمتي گرايش دارند. بنابراين چنين مسائلي را نميتوان ملاك قرار داد؛ چون در اين صورت ما كسي را پيدا نميكنيم كه بتواند بدون هيچ موضعي باشد. در ميان افراد حاضر در شوراي نگهبان هم هر كدام به سمتي گرايش داشتند، اما مثلا خود آقاي جنتي در نماز جمعههايي كه نزديك به انتخابات برگزار ميشد، هيچ اسمي از احمدينژاد نميبرد و كليت انتخابات را مطرح ميكرد.
نـظـرتـان را دربـاره عملكرد وزارت كشور هم ميفرماييد؟
تــا جــايــي كـه مـن اطـلاع دارم، نيروهاي وزارت كشور به وظيفه خود عمل كردند. البته نقدهايي وجود دارد كه اگر به معترضان مجوز داده ميشد و آنها به صورت قانوني در محلي جمع ميشدند و انرژي خود را تخليه ميكردند،شايد اين مشكلات به وجود نميآمد، اما حتما آنها هم تحليلهايي داشتند كه مجوزي صادر نكردند و اين مساله محل تامل است.
شوراي نگهبان نهايتا روز دوشنبه صحت انتخابات را تاييد كرد و به اين ترتيب احمدينژاد دهمين رئيسجمهور ايران شد. از نظر شما مهمترين انتقاداتي كه به دولت نهم وارد بود و خوب است در دولت دهم مورد بازبيني و تصحيح قرار گيرد، چيست؟
آقاي احمدينژاد بايد به پشتوانه اعتماد مردم و 5/24 ميليون رايي كه به دست آورده است، دولتي از همكاران همفكر، همافزا، خدوم و تابع ولايت و معتقد به تمام اصول نظام انتخاب كند. به نظر من او بايد بدون توجه به هياهوي ديگران، با قدرت راه خود را ادامه دهد. البته خود احمدينژاد هم اعلام كرده است كه مصممتر، باارادهتر و باتلاشتر از گذشته راهش را ادامه خواهد داد.
در بحث عدم استفاده از تمام ظرفيت اصولگرايي، انـتقاداتي به احمدينژاد وارد ميشد. شما چنين انتقاداتي را وارد ميدانيد؟
ما بايد اجازه دهيم شخصي كه ميخواهد عدهاي را بـراي پـيـاده كـردن بـرنـامـههـايـش انـتـخـاب كـنـد، در تصميمگيري اختيار داشته باشد. ما بايد پيشنهادهايمان را بدهيم، اما چون رئيسجمهور بايد در مقابل عملكرد دولت پاسخگو باشد، ضروري است در انتخاب افراد آزاد باشد. اين فرهنگ خوبي نيست كه ما معتقد باشيم اگـر كـسـي را بـه رئـيسجمهور معرفي كرديم و او نپذيرفت، ديگر رئيسجمهور خوبي نيست. ما بايد در جهت تعامل سازنده گام برداريم و معتقديم در هر جايي كه باشيم، ميتوانيم كار كنيم. اگر هدف خدمت به نظام و انقلاب باشد، زياد فرقي نميكند در كجا قرار بگيريم. هم و غم ما بايد پيشرفت نظام، كارآمدي، برقراري عدالت و رفع مشكلات مردم باشد
|