سه‌شنبه ۰۹ خرداد ۱۳۹۶ - 2017 May 30
کد خبر: ۱۷۶۱۶
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۳۹۴ - ۰۸:۰۶

نويسنده: كريس هجز

منبع: خبرگزاري فارس

سیاست های جرمی کوربین که بعد از شکست این حزب در نظرسنجی های ماه می گذشته، در انتخابی غیرمنتظره در روز یکشنبه به ریاست حزب کارگر بریتانیا برگزیده شد، بخشی از قیام جهانی علیه استبداد شرکتی است. او دوران شغلی طولانی اش را به عنوان یک مطرود در درون تشکیلات سیاسی کشورش سپری کرده است. ولی به این دلیل که او به آرمان های سوسیالیستی  تعریف شده از سوی حزب کارگر قدیمی پایبند بوده، بی آنکه زنگاری بر چهره داشته باشد، از خاکستر نئولیبرالیسم قد برافراشته است. سلامت او در کنار تهورش درسی را به چپ خود تعریف کرده آمریکا می دهد که مدت هاست در کار شعار و حواسش معطوف خوش خدمتی برای نخبگان قدرت مدار است – به خصوص آنهایی که در حزب دمکراتند – و دل و جرات بسیار اندکی از خود نشان می دهند.

من دیگر از سیاستمداری که فلسطینیان را می فروشد و از لابی اسرائیل حمایت می کند، دفاع نمی کنم؛ همانطور که از سیاستمداری که از رویاروی شدن با نیروی نظامی متکبر و صنایع تسلیحاتی یا برتری جویان سفیدپوست و بی عدالتی های نژادی امتناع می کند، پشتیبانی نمی کنم. مسئله فلسطین مسئله ای فرعی نیست بلکه بخشی جدایی ناپذیر از اقداماتی است که آمریکاییان باید برای برچیدن ماشین جنگی ما، سیاست های نئولیبرالی که ریاضت اقتصادی و خشونت را زبان اولیه برای سخن گفتن با بقیه جهان می بیند و نفوذ فسادآوری که پول در سیستم سیاسی آمریکا دارد، در دستور کار خود قرار دهند. اگر در برابر اربابان جنگی و لابی اسرائیل قد علم کنید، احتمالا در برابر تمام نیروهای شرکتی و نئولیبرال دیگری که در حال به زوال کشاندن ایالات متحده اند به پا خواهید ایستاد. کار رهبری همین است. به معنای داشتن یک رؤیا و آرزو است. و  به معنای مبارزه کردن برای رسیدن به این آرزو است.

کوربین که از گفتگوها با حماس و حزب الله حمایت می کند و زمانی اعضای دیگر سازمان ها را برای دیدار از پارلمان دعوت کرده بود، خواهان آن شده که رهبران اسرائیل به خاطر جنایات جنگی علیه فلسطینیان به دادگاه کشانده شوند. او حمایت خود را از «جنبش بایکوت، محروم کردن و تحریم ها» علیه اسرائیل نشان داده و خواستار تحریم تسلیحاتی این کشور شده است. او  «قانون پیشگیری از تروریسم» بریتانیا را که مثل قانون پاتریوت در  ایالات متحده برای هدف قرار دادن و مهار مسلمانان مورد استفاده قرار گرفته است، کنار خواهد گذاشت. او می خواهد انگلیس از ناتو خارج شود. او  گفته است که از نظر او هیچ وضعیتی وجود ندارد که اعزام سربازان بریتانیایی به ماموریت های جهانی را ضروری  کند. او یکی از مخالفان ثابت قدم حمله به عراق بوده و یکی از موسسان «ائتلاف برای توقف جنگ» است. او آمریکا را به خاطر چیزی که آن را «سوء قصد به جان» اسامه بن لادن نامیده، تقبیح کرده و گفته است که رهبر القاعده باید دستگیر و دادگاهی می شد. همچنین او دولت انگلیس را به خاطر استفاده از هواپیماهای خود پرواز نظامی برای کشتن دو تن از جهادی های انگلیسی در سوریه در ماه آگوست، مورد حمله قرار داده است. او طرفدار خلع سلاح اتمی یکجانبه است و خواستار الغای ترایدنت، یعنی سیستم تسلیحات هسته ای کشورش شده است. او با هرگونه مداخله انگلیس در سوریه مخالفت می کند و خواهان اعمال فشار بر «متحدان فرضی ما در منطقه» - بخوانید عربستان سعودی- است که از گروه دولت اسلامی (داعش) حمایت می کنند. او خواستار گفتگو با رهبران جناح های مختلف در عراق و افغانستان برای خاتمه دادن به کشمکش ها شده است.

کوربین نوشته است: «هیچ راه حلی برای کشتن و تجاوز به حقوق بشر (در خاورمیانه) وجود ندارد که باز هم اقدامات نظامی بیشتری را از سوی غرب مطالبه نکند. در نهایت باید در این منطقه  به یک راه حل سیاسی رسید، راه حلی که  با بمباران های نیروهای ناتو نمی توان به آن دست یافت. داستان غم انگیز کشته ها و پیشروی های داعش در چند هفته گذشته، باز هم یکی دیگر از نتایج جنگ با ترور بوش/ بلر است که از سال 2001 آغاز شده است. قربانیان این جنگ ها آوارگان و کسانی اند که از خانه هایشان بیرون رانده شده اند، همچنین هزاران غیرنظامی ناشناسی که در این منطقه جان باخته اند و همچنان جانشان را از دست خواهند داد. «برندگان» آن نیز به ناگزیر تولیدکنندگان تسلیحات و کسانی اند که از منابع طبیعی این منطقه سود می برند.»  و این دقیقا سیاست خارجی اوست.

کوربین می گوید که او به شکل قابل توجهی مالیات های ثروتمندان را دوباره افزایش خواهد داد و به تخفیف های مالیاتی شرکت ها خاتمه می دهد. او قصد دارد موازینی را برای حفاظت از کسانی وضع کند که مستحق دریافت کمک های رفاهی هستند، همچنین می خواهد به منظور مبارزه با سطوح ترسناک نابرابری، یک «حداکثر دستمزد» را برای مدیران شرکتی در نظر بگیرد. او کنترل های گسترده ای را وضع خواهد کرد تا چیزی را که خودش «پاکسازی اجتماعی» از سوی طبقه ثروتمندان می نامد، متوقف کند. او از بانک انگلیس خواسته است چیزی را که با عنوان «تسهیل کیفی مردم» از آن یاد می کند اجرا کند و از این بانک خواسته تا میلیاردها پوند را در حوزه مسکن، انرژی و دیگر پروژه های زیرساختی سرمایه گذاری کند. او از ایجاد یک منطقه حفاظت شده در آنتراکتیک که فعالیت های معدنی یا حفاری نفتی در آن ممنوع باشد، پشتیبانی می کند. او با استخراج نفت با روش شکافت سنگ های رسی مخالف است. او خواستار سرمایه گذاری دولت برای احداث فناوری های انرژی تجدید پذیر با تمرکز بر انرژی خورشیدی و بادی شده است، همچنین خواستار قانونگذاری جهانی برای ممانعت از صدور محصولات کربنی گردیده است. او به اقدامات جاری برای خصوصی سازی بخش هایی از سیستم مراقبت های درمانی جامع کشورش موسوم به سرویس درمانی ملی، خاتمه خواهد داد.

در حالی که حزب کارگر در دوران نخست وزیری تونی بلر و گوردون براون تغییر جهتی ناگهانی پیدا کرده و نئولیبرالیسم شرکتی بر آن حاکم شده بود – روندی که در حزب دمکرات در دوران بیل کلینتون و باراک اوباما نیز رخ داده است – کوربین در حزب خودش به چهره ای شورشی تبدیل شد. بین سال های 1997 تا 2010 او به عنوان یک عضو پارلمان که از سال 1983 کرسی اش را حفظ کرده بود، علیه لوایحی رای داد یا سمت هایی را به چالش کشید که رهبری «جدید» حزب کارگر بیشتر از 500 بار از آنها دفاع کرده بود. بلر که از کوربین نفرت داشت، هشدار داد که اگر حزب کارگر در انتخابات بعدی برای گزینش نخست وزیر از کوربین حمایت کند (که برای سال 2020 برنامه ریزی شده، اما درصورت رای عدم اعتماد پارلمان به نخست وزیر، ممکن است این انتخابات هر زمانی برگزار شود) صندوق های رای با «نابودی» مواجه خواهد شد. کوربین با این حرف که بلر باید به خاطر نقش وی در حمله سال 2003 به عراق به عنوان یک مجرم جنگی تحت تعقیب قرار گیرد، نسبت به حرف او واکنش نشان داد.

 کوربین در دوره تقریبا 40 ساله حضورش در تشکیلات سیاسی انگلیس، خواهان حذف سلطنت انگلیس شده است. او می خواهد شرکت های انرژی را ملی کند و اداره پست و شرکت راه آهن را دوباره ملی اعلام کند. او در مطلبی در روزنامه مورنینگ استار نوشت: «بدون استثنا اکثر زیرساخت های برق، گاز، آب و راه آهن بریتانیا از زمان خاتمه جنگ جهانی دوم به بعد، از طریق سرمایه گذاری های دولتی احداث شدند و همگی با قیمت هایی نازل در راستای منافع سودسالاران طماع، از سوی دولت های تاچر و میجر و بعد بلر خصوصی سازی شدند.»

او احتمال ترک اتحادیه اروپا از سوی انگلیس را نیز مطرح کرده است و به حمله بی رحمانه اتحادیه اروپا به مردم یونان به اسم ریاضت اقتصادی اشاره می کند.

کوربین پیشنهاد تشکیل یک سرویس تحصیلات ملی را داده که با افزایش مالیات شرکت ها، تحصیلات همگانی رایگان  به همراه مراقبت های روزانه و حضور در مدارس حرفه و فن، برنامه های آموزشی و ایجاد دانشگاه های بزرگسالان امکان پذیر شود. او به حضور مدارس خاص و معافیت مالیاتی مدارس خصوصی مختص نخبگان پایان خواهد داد. او سرمایه گذاری های دولتی در زمینه هنر را احیا خواهد کرد. او در ماه آگوست بیانیه ای صادر کرد با عنوان «هنرها برای همگان هستند، نه عده ای معدود؛ در همگی ما خلاقیت وجود دارد.»

اهالی هنر در ایالات متحده همچون بریتانیا در وضعیت وخیمی به سر می برند. بازیگران، هنرمندان، موسیقیدانان، مجسمه سازان، خوانندگان، نقاشان، نویسندگان، شاعران و حتی روزنامه نگاران معمولا نمی توانند از پس تامین معاش خود برآیند. آنها فضاهای اندکی برای دست زدن به فعالیت های هنری یا انتشار آثار جدید خود در اختیار دارند. تئاترهای تثبیت شده با وجود آنکه برای بقا درآمدزایی دارند، تماشاگران اندکی دارند و نمایشنامه هایی که به صحنه می روند، بیشتر جنبه تفریحی دارند تا هنری. جنگ با هنرها یکی از بیشترین نقش ها را در افول آمریکا داشته است. این وضعیت ما را از میراث روشنفکری و هنری مان بی نصیب گذاشته و در  نسیان تاریخی و فرهنگی ما نقش دارد. در کنار آن حذف هنرها از برنامه های درسی مدارسی که اکنون مقوله مهارت های شغلی و آزمون های استاندارد سازی شده بر آنها حاکم است، سیستمی را به وجود آورده است که در آن به آمریکاییان آموخته می شود به چه فکر کنند، نه اینکه چگونه فکر کنند. خود ابرازی و خلاقیت ورزی در کنار رشته هایی که خودآگاهی، تعالی و ظرفیت احترام گذاشتن را امکان پذیر می کنند،  منفور حاکمیت شرکتی است. از آن سو جزم اندیشی تحمیلی از سوی نئولیبرالیسم را اصلا نباید به پرسش گرفت.

کوربین در بیانیه آگوست خود نوشت: «در لوای برنامه ریاضت اقتصادی که انگیزه های سیاسی در پشت آن است، این دولت بودجه های حوزه هنر را حذف کرده است. در طول دهه 1980 دولت وقت مارگارت تاچر در پی قدرت زدایی از اجتماع هنرمندان بود و می کوشید تحریک کنندگی را به نفع عوام گرایی به سکوت بکشاند. »

کوربین می گوید که از کاهش بودجه های دولتی برای رسانه ها جلوگیری خواهد کرد. او درک می کند که از بین رفتن حوزه خبرپراکنی دولتی که هدف وجودی شان این است که تریبونی در اختیار صداها و هنرمندانی گذاشته شود که به پول های شرکتی وابسته نیستند، به معنای افزایش تبلیغات سیستم تحت سیطره شرکت هاست، سیستمی که اکنون اکثر رسانه های آمریکایی را در کنترل خود دارد.

او نوشته است: «من قویا به اصل سرویس خبرپراکنی دولتی اعتقاد دارم و بیم دارم که راهی را دنبال کنیم که ایالات متحده رفته است، راهی که در آن پی بی اس  از درون تهی شده و قادر به تنفس برای رقابت با موسسات خصوصی نیست، راهی که در نتیجه آن فاکس نیوز  به شکلی کارآمد اجازه یافته بر مجموعه دستور کارهای خبری مسلط شود. من می خواهم شاهد آن باشم که حزب کارگر در قلب کارزارهایی برای حمایت از رسانه های دولتی و تامین هزینه های آن قرار گیرد. وقتی که ما به قدرت بازگشتیم، باید بودجه سرویس های خبرپراکنی دولتی را در کلیه اشکال آن به تمام و کمال تامین کنیم و آنها نقش حیاتی خود را در  تاسیس و حمایت از هنرها، دراما و سرگرمی های داخلی در کلاس جهانی از سر بگیرند.»

کوربین از 20 سالگی و بعد از آنکه مدتی در یک دامداری کارکرد و شاهد سوء استفاده، شکنجه و سلاخی حیوانات بود، به گیاهخواری روی آورده است. او مدافع حقوق حیوانات نیز هست. او اتومبیل ندارد و تقریبا برای رفتن به همه جا از دوچرخه استفاده می کند و به شدت صرفه جو است و معمولا در مقایسه با تمام اعضای پارلمان، کمترین هزینه ها را دارد.  داستان نویس مورد علاقه او نویسنده نیجریه ای چینوآ آشبو است که «گسست اوضاع» را نوشته که کندوکاوی است در نیروی ویرانگر استعمار. کوربین با فصاحت زبان اسپانیولی را تکلم می کند و از خانواده ای دست چپی می آید.

او از معضل خشونت مردان نسبت به زنان در غرب به خوبی آگاه است. او تعطیلی مراکز مخصوص زنان آسیب دیده از خشونت های خانگی را متوقف خواهد کرد و با تبعیض علیه زنان در محل کار مبارزه می کند و در پی تصویب قوانین سختگیرانه تر برای مقابله با آزار و اذیت و تجاوزات جنسی است.

رسیدن کوربین به ریاست حزب کارگر همین حالا نیز حملاتی را از سوی نیروهای منتسب به نظم سیاسی نئولیبرال متوجه او کرده است. این نیروها عزم خود را جزم کرده اند تا از به نخست وزیری رسیدن او ممانعت کنند. نخبگان قدرتمند درون حزب خودش – یکی از این اعضا قبلا در اعتراض به انتخاب کوربین از سمت های رهبری حزب کناره گیری کرده است – حتما با او به مقابله برخواهند خاست. نخست وزیر دیوید کامرون روز یکشنبه در توئیتی نوشته است: «حزب کارگر اکنون تهدیدی برای امنیت ملی ما، امنیت اقتصادی ما و امنیت خانوادگی ما به شمار می رود.» این مبارزه بسیار شدید خواهد بود.

کوربین نظیر سیریاز در یونان و پدموس در اسپانیا، جزئی از مقاومت مردمی جدیدی است که از ویرانه های نئولیبرالیسم و جهانی سازی برای مقابله با سیستم بانکداری بین المللی و امپریالیسم آمریکا در حال سربرآوردن است. ما هنوز باید این نبرد را به شکلی موثر در ایالات متحده  تشدید کنیم. ولی ما به خصوص به این خاطر که در قلب امپراتوری زندگی می کنیم، مسئولیت ویژه ای برای به چالش کشیدن این ماشین نیز داریم، ماشینی که از سوی تشکیلات حزب دمکرات، صنعت جنگ، وال استریت و گروه هایی نظیر لابی اسرائیل ایجاد و راه اندازی شده است. شاید ما در این راه پیروز نشویم، ولی این مبارزه تنها امیدی است که برای نجات خودمان از دست نیروهای تاراجگری برای مان باقی مانده است که کمر به نابودی دمکراسی و محیط زیستی که حیاتمان به آن بستگی دارد بسته اند. اگر نیروهایی که مخالف ما هستند پیروز شوند، هیچ آینده ای برای ما باقی نخواهد ماند.

 

 کریس هجز (Chris Hedges) نزدیک به  دو دهه به عنوان گزارشگر خارجی در آمریکای مرکزی، خاورمیانه، آفریقا و بالکان  کار کرده است. او در بیشتر از 50 کشور فعالیت داشته و با کریستین ساینس مانیتور، نشنال پابلیک رادیو، دالاس مورنینگ نیوز همکاری داشته و به مدت 15 سال خبرنگار خارجی نیویورک تایمز بوده است.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: