پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - 2018 November 15
کد خبر: ۲۹۱۲۹
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۹۷ - ۱۰:۵۴

برگزاری سلسله نشست‎هایی که این روزها در دستور کار دولت دوازدهم قرار دارد، با دعوت از جامعه‎شناسان وارد مرحله جدیدتری شده است. اینکه حسن روحانی تا چه اندازه همچون بسیاری از چهر‎ه‌های سیاسی از کاهش سرمایه اجتماعی و عدم اعتماد عمومی نگران است را می‎توان در مهیا کردن زمینه برگزاری این نشست یافت.

به گزارش روابط عمومی جامعه اسلامی مهندسین به نقل از روزنامه ایران، اشرف بروجردی، فعال سیاسی اصلاح‎طلب و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی دلیل برگزاری این نشست را اینگونه عنوان می‎کند: «اقبالی که رئیس‎جمهور نسبت به دیدار با استادان علوم جامعه شناسی داشته و زمینه لازم را برای برگزاری این نشست فراهم کرده، نشان‎دهنده این است که وی هم نسبت به کاهش سرمایه اجتماعی و عدم توجه به جامعه‎ای که اعتمادش به حاکمیت کاهش یافته، احساس خطر می‎کند.»

مشروح این گفت ‏وگو را در ادامه بخوانید:

رئیس‏‌ جمهوری در چند هفته گذشته، جلساتی را با حضور استادان حوزه اقتصاد، برخی از چهره‎های شاخص سیاسی البته از طیف اصلاح‎طلبان و استادان علوم جامعه شناسی دانشگاه‎ها برگزار کرده است. این امر چقدر می‌تواند در نهادینه کردن فرهنگ گفت‌و‌گو در کشور مؤثر واقع شود؟

این روش بسیار ارزشمندی است که می‌تواند به‌حل گره‎های ذهنی طرفین از یکدیگر کمک کند. این جلسات می‎تواند بیش از همه به یاری دولت بیاید. چه در فضاهای رسانه‎ای و چه در تعاملاتی که در نتیجه این جلسات حاصل خواهد شد، افراد از هر گروه و دسته‎ای که باشند به کمک همدیگر می‎آیند و یکدیگر را یاری می‎کنند. اما آنچه که بیشترین نقش را می‎تواند در نهادینه کردن فضای گفت‌و‌گو ایجاد کند از کانال احزاب شکل خواهد گرفت. هرچند برگزاری نشست با اقتصاددانان و جامعه‎شناسان و سایر گروه‎ها در نوع خود شایسته و کاربردی است، اما کلید رفع مشکل در دست احزاب است. یعنی اگر در بین احزاب و گروه‎های سیاسی تعاملات فکری صورت بگیرد، گره‎های ذهنی باز و ابهامات مرتفع شود و با ادبیات فاخری که لازمه سیاستمداران است سخن گفته شود، می‎توان به بهبود وضعیت امور امیدوار بود. قطعاً برگزاری نشست با احزب می‎تواند اعتماد عمومی از دست رفته را به جامعه برگرداند. این امر کمک می‎کند که احزاب نقش خودشان را ایفا کنند و به‌عنوان یک پایگاه فکری برای جامعه مطرح باشند. اما با همه تمجیدی که می‌توان از برگزاری این نشست‎ها داشت، ایراد بزرگی را هم می‌توان در آن دریافت. احزاب و گروه‌هایی که با رئیس‎جمهوری گفت‎وگو می‎کنند، شامل همه طیف‎ها نمی‎شود. هرچند می‎توان آن را مفید دانست اما از این منظر که این جلسات فراگیر نیست، نمی‎توان آن را جامع دانست. به‌نظر باید زمینه‎ای فراهم شود که در یک میدان وسیعتری گفت‌و‌گوها ادامه پیدا کند.

انتقاداتی که بعضاً در مورد دولتمردان و شخص رئیس‎جمهوری مطرح می‌‎شد، عدم برگزاری چنین نشست‎هایی با احزاب و گروه‌های سیاسی و صاحبنظران حوزه‎های اقتصادی و جامعه‌شناسی و سایر حوزه‎ها بوده است. چه واقعیاتی در جامعه رخ داده که باعث و بانی چنین جلساتی شده است؟ آیا با این اتفاق باید بحث کاهش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی را جدی گرفت؟

یکی از دلایل برگزاری چنین نشست‎هایی مربوط به فضای مجازی و نقدها و نارضایتی‎های عمومی است که در دل فضاهای مجازی به هیأت حاکمه و مدیران اجرایی کشور وجود داشته و دارد. در حالی که این موضوع واقعیت ندارد. اگر جامعه همه حقیقت را بداند و نسبت به همه ناملایماتی که در کشور وجود دارد اشراف پیدا کند تا این حد نقد نمی‎کند و فضای مجازی را مأمنی برای بیان انتقادات خود به‌کار نمی‎گیرد؛ یا به عبارتی نقدهایی که انجام می‌شود را به‌طور منطقی‌‏تر به‌کار خواهد بست؛ البته اگر آنچه را که مطرح می‎شود در قالب نقد ببینیم. در هر صورت نشست‎ها می‎تواند این فرصت را ایجاد کند تا دولت بتواند اعتماد عمومی را به جامعه بازگرداند. کاهش اعتماد عمومی قطعاً در کشور وجود دارد. شاید یکی از دلایل عمده روی آوردن به فضای گفت‌و‌گو بین دولت و کسانی که با بدنه جامعه در ارتباط هستند، ترس از همین موضوع باشد. احزاب و استادان حوزه‏‌های مختلف چهره‌های سیاسی و شاخصی هستند که به‌عنوان مرجع برای نسل امروز شناخته می‎شوند. بسیار مهم است کسانی که به‌عنوان مرجع شناخته می‎شوند در فضای گفت‌و‌گو با رئیس جمهوری دیده شوند. این امر به بازگشت اعتماد عمومی کمک می‏‌کند تا جامعه احساس کند که مسائلی به‌عنوان حقیقت وجود دارد و آنچه هم که از دید آنان پنهان است بهتر است که آشکار شود.

برخی بر این عقیده هستند که این جلسات نمادین است و در سیاستگذاری‎ها و نحوه مدیریت کشور تأثیری ندارد؛ چقدر این دیدگاه مقرون به واقعیت است؟

جلسات و دیدارها می‎تواند تأثیرگذار باشد؛ به شرطی که انتقادات و صحبت‎ها در یک فضای بدون تعارف مطرح و مباحث و گفت‌و‌گوها همراه با رودربایستی نباشد. باید فضای واقعی کشور هم از سوی دولت و هم از سوی احزاب مطرح شود. از احزاب نام می‎برم چون آنها مثل چشم و گوش جامعه هستند و می‎توانند بدون رودربایستی با رئیس‎جمهور حرف بزنند و همین موضوع خود کمک می‏‌کند به اینکه شبهه‎ای ایجاد نشود که این کارها اثربخش نیست و نتیجه نخواهد داد. البته عملکرد دولت را هم باید در این مورد ملاک قرار داد. اما بخشی از شبهات به این دلیل است که مردم و حتی احزاب نمی‏‌دانند که چه گرفتاری‏‌ها و مشکلاتی وجود دارد. فضای گفت‌و‌گو کمک می‎کند که طرفین نسبت به یکدیگر شناخت بهتر و بیشتری پیدا کنند.

دیدار با استادان علوم اجتماعی نسبت به برگزاری جلسات با اقتصاددانان و احزاب ایده جدیدتری بود...

اساساً برای رسیدن به راه حل‎های مناسب و حل مشکلات کشور نیازمند این هستیم که هر متخصص و صاحبنظری ایده‏‌ها و دیدگاه‎های خود را ارائه دهد. تاکنون این‌طور به نظر می‎رسید که دولت تخصص اقتصادی و علمی را بیشتر ملاک اقدامات خود قرار داده است. اما وارد شدن به فضای علوم اجتماعی و انسانی در این سال‌ها مغفول واقع شده بود. اقبال دکتر روحانی به بهره‎گیری از نظرات جامعه‌‏شناسان نشان می‌‏دهد که ایشان هم به این جمع‌‏بندی رسیده که تاکنون تأخیر زیادی در این کار صورت گرفته است. رئیس جمهوری هم بخوبی می‎داند که آن کسی که می‎تواند حرف اول را در جامعه حتی برای صاحبان علوم و فناوری بزند، علوم جامعه شناسی و انسانی است. استادان این علم می‌توانند برای پذیرش علوم فنی و بنیادی و علومی که در حقیقت به‌عنوان ملاک و مصداق پیشرفت در جامعه تعریف شده است، تصویرگری کنند. اقبالی که رئیس‎جمهور داشته و زمینه را برای این نشست فراهم کرده نشان دهنده این است که ایشان هم نسبت به کاهش سرمایه اجتماعی و عدم توجه به جامعه‎ای که اعتمادش به حاکمیت کاهش یافته، احساس خطر می‎کند. او امروز به این جمع‎بندی رسیده است. این نشست می‌تواند تأثیرگذار باشد و امیدواریم که این جلسات تداوم پیدا کند چون با یک جلسه قطعاً مشکلی حل نمی‌شود. دوم اینکه همه دیدگاه‌ها باید مورد توجه قرار بگیرند. احساس من این است که به همه دیدگاه‎ها توجه نشده و هنوز هم هستند افرادی که حرفی برای گفتن دارند ولی تاکنون صدای‎شان شنیده نشده است.

در مورد سایر نهادها چطور؟ فکر می‎کنید می‎توان این نشست‎ها را از سایر نهادهای کشور برای شنیدن اظهارات کارشناسان هم انتظار داشت؟

در ساختاری که در کشور وجود دارد خیلی جواب نمی‏‌گیریم. مثلاً در مورد نهادی مانند پارلمان اگر کسی بخواهد حرفی برای گفتن داشته باشد از طریق تصویب قوانین است. اگر هم حرفی برای شنیدن باشد از طریق دعوت افراد و اشخاص به کمیسیون‎ها انجام می‎گیرد. اگر مجلس بتواند بدون رویکرد سیاسی و صرفاً با دیدگاه‌های تخصصی افراد سر و کار داشته باشد می‌تواند قوانین درستی را هم به تصویب برساند. البته گفت‌و‌گو و بحث تبادل نظر همیشه و همه جا خوب است اما آن چیزی که امروز می‎تواند مؤثر واقع شود، مشورت دادن به دولت است. نهادی که مسئولیت اجرایی را به عهده دارد و نیازمند شنیدن صداهای مختلف در کشور است.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: