يکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸ - 2019 December 15
کد خبر: ۳۲۵۳۳
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۲
لوبلاگ نوشت:
تجربه به ایرانیان می گوید که انقلاب خشونت آمیز معمولاً منجر به نتایجی بدتر و نه بهتر می شود. ترس از هرج و مرج خونین و تجزیه همانند خط سیر سوریه یا عراق در بین ایرانیان واقعی و عمیق و دستگاه امنیتی در سرکوب هر نوع آشوب و اعتراض در ابتدایی ترین مراحل، مؤثر است.

به گزارش روابط عمومی جامعه اسلامی مهندسین به نقل از تابناک؛ اعتراضات اخیر در ایران در یک برهه حساس برای توافق هسته ای بین ایران و قدرت های جهانی، معروف به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) رخ داد. اکنون بیش از یک سال پس از آن که ایالات متحده به طور یک جانبه تحریم های خارجی علیه ایران را دوباره تحمیل کرده، برجام به شکلی ناپایدار در آستانه فروپاشی است. در حال حاضر، تنها راه آشكار برای ایران و آمریكا در راستای جلوگیری از رویارویی مستقیم، به نظر ابتكار رئیس جمهور فرانسه امانوئل ماكرون برای میانجیگری بین آنها و صدور خط اعتباری 15 میلیارد دلاری برای تأمین نیازهای اساسی ایران است.

چطور اعتراضات اخیر ایران، موهبتی برای اروپا دست و پا کرده است؟

با این حال به نظر می رسد فوران اعتراضات در ایران انگیزه واشنگتن را برای تلاش در راستای از سر گیری مجدد دیپلماسی با تهران از بین برده است. در عوض کاخ سفید و وزیر امور خارجه مایک پومپئو به طور واضح با معترضین همراه شدند. آنها این اعتراضات نشانه ای بر تاثیر کمپین "فشار حداکثری" خود علیه ایران میبینند. از این رو، هیچ حرفی برای گفتگو با آنچه "رژیم تئوکرات" ایران مینامند ندارند، زیرا از نظر آنها، این رژیم به زودی ساقط می شود.

احتمالاً این یک محاسبه اشتباه است. ایران پیوسته از انتظارات دیگر کورها سرباز زده و همواره تحلیلگران و متخصصان را شرمنده کرده است بنابراین باید در حین ارزیابی تحولات در ایران بسیار مواظبت کرد. و قطعی اینترنت از آغاز اعتراضات در درک بهتر این تحولات کمکی نمی کند. با این وجود، هرگونه پیشنهاد تغییر رژیم قریب الوقوع در ایران باید با دیده شک و تردید نگاه شود.

جمهوری اسلامی از بدو تأسیس، بحرانهای مختلفی را پشت سر گذاشته است. اغتشاشات فعلی نه با تحریم های آمریکا بلکه به خاطر افزایش 50 درصدی قیمت سوخت در دولت آغاز شد. جالب اینجاست که در اجرای این کار، دولت روحانی از توصیه صندوق بین المللی پول (IMF)، اصلی ترین پایه سفارش مالی بین المللی به رهبری آمریکا پیروی کرده است. همانطور که اقتصاددان اسفندیار باتمانقلیچ خاطرنشان کرده، انجام این کار از نظر اقتصادی کاملاً صحیح بود، زیرا قیمت های سوخت در ایران به شکلی غیر منطقی پایین است. به گفته صندوق بین المللی پول، یارانه های مربوط به پایی نگاه داشتن قیمت سوخت تا حداکثر 1.6 درصد از تولید ناخالص داخلی ایران را به خود اختصاص میدهد. این اعتراضات اساساً از ماهیت مشابه شورش های ضد ریاضتی در سایر کشورها مانند نمونه های اخیر در مصر و شیلی برخوردار است. هیچکدام از این کشورها هدف تحریم های آمریکا نیستند و هیچگونه تحریک برای تغییررژیم با حمایت خارجی در آنها وجود ندارد.

این بدان معنی نیست که هیچ تلاشی برای منحرف کردن شکایات اقتصادی مشروع به سمت اهداف تغییر رژیم وجود ندارد. دستگاه خبری سازی جعلی که توسط سلطنت طلبان و مجاهدین خلق (MEK) تغذیه میشود، در تلاش بود تا تصویری از وضعیت انقلابی در ایران ایجاد کند. علاوه بر این، اظهارات بی پروای مقامات آمریکایی مانند ریچارد گرنل سفیر آلمان و برایان هوک نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، به  فرضیه دستکاری بیرونی اعتراضات اعتبار بخشید.

این فشار اما به سه دلیل اصلی بعید است که کارگر باشد. اول اینکه، هرچند که بسیاری از ایرانیان نسبت به رژیم احساس بیگانگی می کنند، اما تجربه به آنها می گوید که انقلاب خشونت آمیز معمولاً منجر به نتایجی بدتر و نه بهتر می شود. دوم، ترس از هرج و مرج خونین و تجزیه همانند خط سیر سوریه یا عراق در بین ایرانیان واقعی و عمیق است. سوم، دستگاه امنیتی در سرکوب هر نوع آشوب و اعتراض در ابتدایی ترین مراحل، مؤثر است و کار این دستگاه به واسطه دعاهای معتبر در مورد دخالت های خارجی توجیه میشود. این موضوع اتفاقی باشد یا نه، باید اعتراف کینم که آخرین موج اعتراضات پس از بیانیه بلندبالای حمایتی از سوی ایالات متحده شروع به سرکوب شدن کرد.

این موضوع باعث می شود ساعت مساله هسته ای دقیقا همانند شرایط قبل از اعتراضات تیک تاک کند. در عدم هرگونه مذاکره و کاهش تحریم ها، ایران احتمالاً عزیمت خود از برجام را تسریع می کند. گام ترسناک بعدی احتمالا غنی سازی اورانیوم تا 20 درصد است، که می تواند باعث بازگشت تحریم در شورای امنیت سازمان ملل متحد شود. ایرانیان هشدار داده اند كه در این صورتكه آنها نه تنها برجام را كنار میگذارند، بلكه تصمیم به خروج از پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای (NPT) را نیز در نظر می گیرند. سپس همه بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی از این کشور اخراج می شوند. این امر به خودی خود به معنای ناگزیر تسلیم در برابر بمب هسته ای نیست. ایرانیان از ایجاد آنچه ناصر هادیان، دانشمند علوم سیاسی از دانشگاه تهران، ایجاد «ابهام استراتژیک» می نامد، و می تواند جهان را در مورد اهداف آنها وارد بازی حدس و گمان کند، خشنود میشوند.

هنگامی که اوضاع به آن حد وخیم شود، فقط دو مسیر در دسترس خواهد بود: امنیتی کردن بیشتر مساله ایران تحت ماده 7 منشور سازمان ملل، یا آغاز مذاکرات جدید پس از برجام. مطابق با تاکتیک های ایران در ماه های گذشته، مطمئناً فشارهای بیشتر مقاومت بیشتری را از طرف ایران چه در پرونده هسته ای و چه در منطقه ایجاد می کند. در این شرایط کسانی مانند رئیس جمهور حسن روحانی و وزیر امور خارجه جواد ظریف که هنوز طرفدار دیپلماسی هستند، استدلال کمتری برای متقاعد کردن تصمیم سازان نهایی، برای حمایت از خط خود خواهند داشت. در عوض، تندروهائی که هرگونه مذاکره با غرب را نفی می کنند، احتمالاً به محض انتخابات پارلمانی بعدی در فوریه 2020 قدرت خود را رو به افزایش خواهند یافت. این امر می تواند جنگ را راهی برای شکستن بن بست کند. با این حال، رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ همواره نسبت به مشارکت در یک درگیری جدید و قطعا  فاجعه بار دیگر در خاورمیانه که میتواند برای انتخاب مجدد وی زیان بار باشد، بی علاقه بوده است. قطعا یک رئیس جمهور دموکرات هم در ابتدای ریاست خود تمایلی به قدم زدن در مسیر جنگ نخواهد داشت.

این شرایط بازگشت به دیپلماسی را در مقطعی اجتناب ناپذیر می کند. هرچه زودتر این اتفاق بیفتد، هزینه‌ها و خطرات برای همه طرف های درگیر در مساله کمتر خواهد بود. اگر مساله ایران به شورای امنیت ارجاع شود، احتمال بروز یک بحران تمام عیار هسته ای افزایش می یابد - عدم تمایل روسای جمهور آمریكا به درگیری در جنگ ها نباید به عنوان تضمینی قطعی برای این نتیجه گیری باشد كه آنها هرگز به باتلاق یک چنین جنگی فرو نمی روند. به همین ترتیب، برخی از عناصر رادیکال موجود در ایران، ممکن است وسوسه شوند تا مسائل را به این سمت سوق دهند. حتی اگر هر دو طرف صرفاً برای بالا بردن دست خود در معامله نهایی اقدام به افزایش تنش کنند، هرگز نمیتوان ریسک از کنترل خارج شدن شرایط را دست کم گرفت. و قطعا شانس اقدام به مذاکرات جدی با دولت فعلی ایران بسیار محتملتر است تا با دولت جایگزین بعدی، و این دلیل دیگری است که چرا شادی برایان هوک از اعتراضات اخیر، به طرز فاجعه باری نادرست بوده است.

برای جلوگیری از وقوع یک بحران هسته ای، اروپا باید خط اعتباری ماکرون را به عنوان راهی برای باقی نگه داشتن ایران در برجام وارد مساله کرده و اجرایی کند. در شرایط تهدید حاد امنیتی، اتحادیه اروپا قادر به انجام اقدامات کلیدی است، از جمله ریختن پول در جایی که نیاز است: این اتفاق یکبار در سال 2016 و وقتی اتحادیه اروپا با ترکیه به یک توافق عملی بر سر موضوع مهاجران رسید؛ دخ داده. واکنش واشنگتن به اعتراضات در ایران جایی برای شک و تردیدها باقی نمی گذارد: به هیچ وجه زمانی برای اروپا باقی نمانده که منتظر تایید ایالات متحده برای ابتکارات خود در مورد ایران باشد. برنامه ماکرون باید بدون تأخیر بیشتر اجرا شود.

بدیل چنین اقدام جسورانه برای اروپا یا جنگی خواهد بود که مستقیماً بر امنیت آن تأثیر خواهد گذاشت یا مذاکره ای بین ایالات متحده و ایران، که اروپا غایب آن خواهد بود. اگر اتحادیه اروپا این فرصت را غنیمت بشمارد، این شانس را دارد که خود را به عنوان یک بازیگر جدی ژئوپلیتیک اثبات کند. در این معنا، بحران ایران هنوز هم می تواند یک موهبت برای اروپا باشد. اگر اینگونه نشود، متاسفانه هشدار شدید ماکرون درباره سقوط اروپا به وادی پرت در سیاست بین الملل، محقق میشود.


انتهای پیام/

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: